همه چیز از یک میز کوچک و یک صندلی شروع شد. کنار اتاقی در جنب مسجد محمدیه!
رویای مان این بود که از دیوارهای این اتاق بگذریم و به آشیانه ی محرومان راه پیدا کنیم تا ” نکند که آنها گاهی گرسنه باشند و گاهی سیر.

کم کم خداوند متعال ما را برای خدمت به محرومان پسندید. در هنگام بازدیدی تصادفی از لردگان، روستایی محروم در چهارمحال و بختیاری، تعدادی کودک را برای حمایت معیشتی ثبت نام کردیم، حامی گرفتیم. حالا دیگر ۳۰ نفر شده بودند. کم کم توانستیم بیش از اینها فرزندانی را تحت پوشش بگیریم. کارهای متفرقه زیادی هم داشتیم، منابع تحت پوشش را گسترش دادیم.

چشم به آنطرف خیابان انداختیم و به همت خیران و همراهی دوستان، مکانی را روبروی مسجد محمدیه تهیه کردیم. مثل همیشه همه را خداوند کریم رساند، چند سالی از آن روزها می گذرد، حالا هنوز هم همانجا مقیم هستیم. شکر خدا سر و سامان گرفتیم تا به سامان دیگران مدد برسانیم. جمعی مشتاقیم که به معجزه یاری دیگران ایمان داریم. حالا از ۳۱۷۲ فرزندمان، الحمدالله ۲۳۲۶ نفرشان خودکفا شده و از حمایت ما خارج شده اند و مابقی، روزی خوار خوان گسترده پروردگار منان و دست یاریگر حامیان دریادلی که حالا تعدادشان به ۷۵۳ نفر رسیده هستند.

آمده ایم تا لذت خدمتگزاری به محرومان را با شما به اشتراک بگذاریم خیلی آسان، اما سخت دلچسب است. اینکه سهیم باشی در اعطای نعمتی به بندگان نیازمند خداوند.

حال خودمان خوب می شود. بفرمایید مهمان ما به تماشای یک چکه لبخند!

به تماشا سوگند

آفتابی لب درگاه شماست

که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد

در کف دست زمین گوهر ناپیدایی ست  که رسولان همه از تابش آن خیره شدند

پی گوهر باشید..

“سهراب سپهری”